

ولادت امام رضا علیه السلام
امام رضا علیه السلام بنا به قول مشهور در 11 ذی القعده 148 هجری قمری و در مدینه به دنیا آمده اند. پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر و مادرشان نجمه خاتون می باشد. نجمه خاتون، در مورد ولادت آن حضرت گوید: هنگامي فرزندم رضا را به دنيا آوردم، پدرش امام موسيكاظم علیهالسلام به من فرمود: او را بگير و خوب نگهدار زيرا او بقيهالله در زمين است.
القاب امام رضا علیه السلام
شايان ذكر است كه از ميان امامان معصوم عليهمالسلام، چهار تن از آنان به نام "علي" ناميده شدهاند و آنان عبارتند از امام اول (علي بن ابيطالب علیهالسلام)، امام چهارم (علي بن الحسين علیهالسلام)، امام هشتم (علي بن موسي الرضا علیهالسلام) و امام دهم (عليالنقي بن محمدتقي علیهالسلام).
كنيه آن حضرت، ابوالحسن است و چون كنيه امام موسي بن جعفر علیهالسلام نيز ابوالحسن بود، كنيه امام رضا علیهالسلام را ابوالحسن ثاني ميگويند. لقبهاي شريفش عبارتند از: رضا، صابر، رضي، وفي، فاضل و صديق.
اما لقب "رضا" شهرت بيشتري دارد و آن حضرت را از اين جهت "رضا" ناميدند كه پسنديده خدا در آسمان و مورد خرسندي رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهمالسلام در زمين بود و دوستان و دشمنان به اتفاق از وي خشنود و راضي بودند.
مادر امام رضا علیه السلام
مادر آن حضرت نجمه خاتون می باشد.
برای مادر حضرت رضا علیه السلام چند نام ذکر شده است که عبارتند از: نجمه - تکتم - سکن - خیزران - شقراء - اروی - سکینه -ام البنین - سمان - صقر وقتی حضرت رضا علیه السلام متولد شدند آن بانو را طاهره نامیدند.
امامت و شهادت امام رضا علیه السلام
امام رضا علیهالسلام در 35 سالگي پس از شهادت پدرش امام موسيكاظم علیهالسلام به مقام امامت شيعيان نايل آمد و در 55 سالگي در خلافت مأمون عباسي و با توطئه وي در خراسان مسموم و در صفر سال 203 قمري به شهادت رسيد.
عنایات امام رضا علیه السلام به علما و بزرگان
اعطاء حقیقت علم به علامه حسن زاده آملی:
آیت الله حسن زاده می گوید : در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى كه در مسجد جامع آمل، سرگرم به صرف و تهجد، عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارك سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل كردم و به زیارت جمال دل آراى ولى الله اعظم، ثامن الحجج، على بن موسى الرضا -علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم.
در آن لیله مباركه قبل از آن كه به حضور باهر النور امام (علیه السلام) مشرف شوم، مرا به مسجدى بردند كه در آن مزار حبیبى از احباء الله بود و به من فرمودند: در كنار این تربت دو ركعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه كه بر آورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى كه به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.
سپس به پیشگاه والاى امام هشتم، سلطان دین رضا -روحى لتربه الفداء و خاك درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم، بدون اینکه سخنى بگویم، امام كه آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى دانست فرمود: نزدیك بیا
نزدیك رفتم و چشم به روى امام گشودم، دیدم آب دهانش را جمع كرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود كه: بنوش، امام خم شد و من زیانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع از كوثر دهانش آن آب حیات را بوسیدم و در همان حال به قلبم خطور كرد كه امیرالمؤمنین على علیه السلام فرمود: پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم كه هزار در علم و از هر در هزار در دیگرى به روى من گشوده شد.
پس از آن امام (علیه السلام) طى الارض را عملا به من بنمود، كه از آن خواب نوشین شیرین كه از هزاران سال بیدارى من بهتر بود به در آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم كه روزى به گفتار حافظ شیرین سخن به ترنم آیم كه:
دوش وقـت سحـــر از غصه نجــــاتم دادند
و اندر آن ظلمـــت شـــب آب حیــــاتم دادند
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
آن شب قـــــدر كه این تازه بـــــراتم دادند
خوشبختي جوانان ايراني...
ما را در سایت خوشبختي جوانان ايراني دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:14